شهر زیرزمینی نوش‌آباد

عنوان شهر زیرزمینی واژه‌ای است که نامش هم انسان را به شگفتی وا می‌دارد چه رسد به دیدنش، شوق دیدار از این شهر به حدی بود که 7 صبح از شیراز به راه افتادم و به امید دیدن آن در مسیر بازگشت به قزوین، بدون فوت وقت و توقف بیجا، به نوش آباد در حوالی کاشان رسیدم.

ادامه نوشته

مرثیه ای بر عاقبت آزادی خواهی

مرثیه ای بر عاقبت آزادی خواهی

در 25 کیلومتری شرق قزوین، حوالی حصار خروان بنایی با گنبدی لاجوردی خودنمایی می‌کند، درب آن بسته است و هیچ نشانه‌ای از هویت شخصیت خفته در آن بنا وجود ندارد، باید دست به دامان افراد محلی شوی تا بگویند اینجا امامزاده بی‌غیرت است و ادله‌شان بر این نام شگرف، قتل پدر توسط پسر است.

ادامه نوشته

کودکان مهمترین قربانیان زندگی ماشینی جامعه ما هستند!

کودکان مهمترین قربانیان زندگی ماشینی جامعه ما هستند!

کمی بیشتر که نگاه به اطراف بیاندازیم، آنها را خواهیم دید، کودکان! کلیدی‌ترین مهره آینده نوع بشر و گاه یادمان می‌رود که همه چیز به آنان بستگی دارد، حیات و تمدن، محیط زیست، اخلاق، فرهنگ و هر چیزی که آدمی با آن در ارتباط است، خودمان کودکان دیروز بودیم که امروزمان را عوامل متعددی شکل داد و حال موضوعی که انسان، امروزه باید بدان بیاندیشد این است که براستی چه میراثی از خود به یادگار خواهد گذاشت؟

ادامه نوشته

در حاشیه ای بی حاشیه

darhashiyehدر حاشیه شاید نچسب‌ترین اسم برای جدیدترین مجموعه در حال پخش از صداوسیما به کارگردانی مهران مدیری باشد، گاهی لازم است تنها به خود زحمت فشردن یک کلید را بدهی تا از شر یک سوهان روح خلاصی یابی ولی بعضی مواقع خلاصی از آن وجود ندارد، به خودت شک میکنی و می‌گویی نکند من غیر عادی‌ام، دارم خواب میبینم یا از این جور داستانها؛ در حاشیه را اگر یک دانشجوی ترم آخر کارگردانی ساخته بود، می‌شد به او امیدوار بود، چون جای پیشرفت وجود داشت و تمامی نقدهای وارده بر آن را به واسطه بی‌تجربه بودن کارگردان کمرنگ‌تر می‌گشت، اما هنرمند را به واسطه آثارش می‌شناسند، شخصی که کارگردانی مجموعه شب های برره که به حق نقدهای تند و کوبنده بر بدنه اجتماعی و سیاسی کشور وارد می‌کرد و ضمن آوردن خنده بر لب مخاطب، زشتی‌های جامعه‌اش را بی پروا بر وی نمایان می‌ساخت یا نیمه اول قهوه تلخ که به حق با بی‌پروایی از عالی رتبه‌ترین مقامات تا مردم کوچه و خیابان را به سخره می‌کشید، را در کارنامه هنری خود دارد، در حاشیه نه تنها شکستی بزرگ بلکه نقطه قطع امید از اوست!

ادامه نوشته

پله پله تا یک رنگی

minion

پیوسته گام بر می‌داریم تا از کثرت به وحدانیت برسیم، اما سوراخ دعا را گم کردیم، به جای آنکه آن آغاز بی‌انتها را بیابیم، می‌کوشیم تا تمام کثرت‌ها را یک رنگ کنیم تا به یک واحد جعلی بدل شود و او را تابو کنیم، گاهی گمان می‌کنم چه خوب می شد یک قانون کپی رایت داشتیم تا مانع از آن شود که برگزیده آفریدگان از یکتایی خارج گشته و چون مینیون‌ها بدل به موجودات یک شکلی گردد که جز تکرار مکررات کاری را عهده دار نیست.

ادامه نوشته

به یاد فاطمی

fatemi

امروز هجدهم آبان، سالروز شهادت دکتر حسین فاطمی، شهید راه وطن می‌باشد. در رثای او اگر هزاران سطر بنویسم باز هم کم است، خوشحالم که مجالی فراهم شد تا چند سطری را به آن مرد راه حق اختصاص دهم و اعلام دارم که بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن از هنگام شهادت وی، او را به عنوان قهرمان زندگی‌ خود می‌ستایم. همانطور که در “باور، عقیده و مرگ” هم پرداختم، چراغ هدایت حسین خاموش نخواهد شد و این بار حسین فاطمی، راه جدش حسین را پیش گرفت تا به همگان اثبات کند که برای حق تا کجا باید ایستاد و تاریخ درباره این طفل خلف وطن و آنان که کودتای آمریکایی را به دیکتاتور متواری تبریک گفتند قضاوت خواهد کرد!

ادامه نوشته

هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید!

Dictators

این عبارتی است که به تازگی وارد ادبیات دیپلماسی ایران شده است ولی پیشینه ای بس طولانی در تاریخ ایران دارد.تیر ماه سال جاری در جریان مذاکرات ایران به گروه 1+5، دکتر ظریف،وزیر امور خارجه ایران، در خطاب به موگرینی می گوید :

هرگز یک ایرانی را تهدید نکنید!

اما به کاربردن این عبارت در یک مذاکره رسمی نیازمند اتکا به پشتوانه ای قوی است، که ردپای آن را در تاریخ پرفراز و نشیب ایران می توان جستجو کرد.برای یافتن پاسخ و آشنایی با خلق و خوی جامعه ایرانی نیاز است که تاریخ را مرور کنیم.

در طی ادوار گذشته هرکس که مدح مردم را گفت و آنان را ملتی شریف، بزرگوار، نجیب، مشروطه خواه، استعمار گریز، فرهیخته و… خواند راه صحیح سوار شدن بر خر مراد را یافت و آنکه بنای تهدید، تمسخر و حقیر خواندن ایشان را گذاشت در چشم به هم زدنی از صحنه روزگار محو شد. مثال در اینباره بسیار است ولی تنها به چند مورد از مهمترین آنها اشاره می کنم.

ادامه نوشته

باور، عقیده و مرگ

ashoora_04

برتراند راسل می گوید: “حاضر نیستم در راه باورهایم بمیرم، چون ممکن است برخطا باشم!”
با نهایت احترام برای شخص او باید بگویم که من با این نظر وی موافق نیستم و برای من کسی که در راه ایمانش دست از زندگی بکشد انسان بزرگ و قابل احترامی است. توجه داشته باشید که من میان باور و ایمان تمایز قائل هستم، آن حیوانی که به واسطه باورهای خودش جان انسان‌های بی گناه را می‌گیرد شایسته مقام انسانیت نیست و ایمان آن است که فطرت پاک انسان با تمام وجود به آن معتقد باشد.

امثال کسانی در راه ایمان جانفشانی کردند تاریخ و به خصوص کشور ما به خود کم ندیده است، دکتر حسین فاطمی، شهید راه وطن یکی از آنهاست. همین که امروز ما جلوی بعثی ها تا کمر خم نمی شویم حاصل جانفشانی مردمانی با ایمان راسخ است که چون هنگام مرگ فرا رسید لحظه ای نهراسیدند و شتافتند چرا که زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت و معتقد بودند که اگر سر به سر تن به کشتن دهیم، از آن به کشور به دشمن دهیم و پنداری که کشته شدند؟ نه آنها زنده اند چرا که وعده پروردگار است و آنان زندگان  جاویدند و کان که شد کشته او نیک سرانجام افتاد…

ادامه نوشته

علم در چنگال استبداد

Zahedan

دانشگاه زاهدان را حتما می‌شناسید، در سال 1353 تاسیس شد و از بابت دو چیز مشهور است، نخست از لحاظ تعدد دانشجو و دیگر به خاطر وسعت فضای سبز که هم کنون سرانه فضای سبز در دانشگاه سیستان و بلوچستان به ازای هر نفر 35 متر مربع می باشد.
اگر نام این دانشگاه را جستجو کنید به شماری از موفقیت و افتخارات و تصاویر حیرت انگیز از این مرکز علمی جنوب شرق ایران بر می‌خورید و با خود می‌اندیشید عجب جای بزرگ و با شکوهی است ولی کمتر کسی خبر از پشت پرده و اتفاقات روی داده در این مجتمع دارد. خود من نیز چندی پیش با مطالعه یک نشریه دانشجویی و مصاحبه با دانشجویان این دانشگاه از حقیقت رخ دادهای این دانشگاه آگاهی یافتم و بر آن شدم در این نوشتار به گوشه ای از رنج هم مسلکان خویش بپردازم و جهت وفاداری به متن هم شده عین متن انتشار یافته را در اینجا درج می‌کنم:

ادامه نوشته