امان از اینترنت

 

internet
اینروزها از اینترنت که می گویم اشکم در می آید، دیگر حتی از چک کردن ایمیل هایم نیز صرف نظر کرده ام ، تنها تعریفی که از اینترنت در ذهنم نقش می بندد ، این است که هر سه ماه باید مبلغی را برای شارژ واریز کنم ، اما شارژ برای چه؟
خودم هم نمی دانم، شاید کمکی است به یک شرکت نیازمند تا گرفتاری هایش رفع کند، شاید هم صدقه محسوب می شود ولی دقیقا نمی دانم کدامیک است!
از کندی اش که بگذریم قعطی اش را کجای دلمان بگذاریم؟! آخه آدم از دست این کوسه کم خرد چه کند که در مناسبت های گوناگون فیبرهای نوری ما را گاز می گیرند (ولی از حق نگذریم زمانبندی دقیق کوسه ها در هنگام مناسبت ها واقعا جای شگفتی دارد) از کوسه هم بگذریم آخه کشتی ها مگر سیستم ناوبری ندارند، خب عزیز من یه کم سر سکان را بگیر آن طرف تا این کابل درمانده را قطع نکنی!
نکته دیگر که خالی از لطف هم نیست، این است که در شرایطی که بیشترین نا رضایتی از یک شرکت غیرخصوصی ارائه دهنده سرویس اینترنت است ،  این روزها با نصب تابلو نوشته ای کسب مقام برترین سرویس دهنده اینترنت کشور را به خود تبریک گفته است.
صرفا برای آن دسته از خارج نشین هایی که از محنت داخل نشینان بی غم هستند سرعت آنرا به حکایت زیباترین تعبیری که شنیدم توصیف میکنم: مَثَل اینترنت ایران مَثَل آن حلزون بخت بخت برگشته ای است که از بد حادثه قطع نخاع هم شده است!
یاد حرف یکی از دوستان افتادم که می گفت : ما که در نت می چرخیم ولی وای به حال کسانی که برای تحصیل یا کسب علم نیازمند این شوند ، بدا به حالشان که یقینا کارشان به دارالمجانین می کشد.

26 تیر 1392