سیاه یا سفید، مساله این است!

zebra-stripes-design

راستش همواره یک دید تک بعدی به اکثر امور وجود دارد، یک کار را کاملا بد می دانند و یک کار را کاملا خوب، یک نفر یا قطعا فرشته است یا بدون شک شیطان و مثال هایی از این دست کم نیستند؛ بیشتر به خاطر شخصیت انسان، مسائلی هم که به او مربوط می شوند می توانند در این دسته بندی منطقی مطلق جای بگیرند، پس هر جا که پای انسان، عواطف و عملکردش به میان بیاید یا قطعا بهترین روی زمین است یا بدترین.

ولی این کاملا اشتباه است، چطور می توان مباحثی از این دست را به سادگی و نگاهی سطحی دسته بندی کرد و به سرعت یک برچسب روی آن زد، شل سیلور استاین در کتاب پاک کن جادویی در این باب مطلب زیبایی نوشته که آنرا بسیار دوست دارم:
روزی مرد به گورخری رسید، از او پرسید آیا تو سفیدی با راه های سیاه یا سیاهی با راه های سفید؟
گورخر زیرک در پاسخ از مرد پرسید تو چطور؟
انسان خوبی هستی با عادت های بد یا انسان بدی هستی با عادت های خوب؟
آرام هستی گاهگاهی شلوغ یا شلوغ هستی گاها آرام؟
شادی بعضی روزها غمگین یا اغلب غمگینی بعضی روزها شاد؟
و همچنان به پرسیدن ادامه داد…
می بینید چقدر پیچیده است، حتی جواب دادن به این سوال برای ما که خودمان را بهتر از هرکسی می شناسیم کار ساده ای نیست، چون می خواهیم انسان را سفید تیتانیوم یا سیاه نیمه شب ببینیم ولی انسان ذاتا خاکستری است، شخصیت ما از مجموع ویژگی های خوب و بد تشکیل شده، یک نفر مطلقا خوب و یا ذاتا بد نیست!
پینوشت:
1. عینک مونوکروم را از روی چشمانمان برداریم، دنیای پیرامون ما اگر رنگی نباشد، حداقل خاکستری است!
2. لازم نیست قضاوت کنیم، اگر این عادت را کنار بگذاریم نیاز نداریم تا به طور مداوم سیاه یا سفید بودن دیگران را تعیین کنیم.
3. بی هیچ پیش شرطی خودمان و دیگران را بپذیریم، اگر رفتارهای بد کسی غالب است و نمی توانیم او را تغییر دهیم از او فاصله بگیریم.
4. زنده باد خودم و زنده باد دیگران را سرلوحه کارمان قرار دهیم و به قول روانشناسان به وضعیت من خوبم و تو خوبی برسیم به جای وضعیت های من بدم و تو خوبی/بدی و یا من خوبم و تو بدی.
5. از بحث سیاه و سفید شروع کردم تا در مورد یک مطلب دیگر بنویسم ولی بحث بطور کلی منحرف شد، پس ترجیح میدم موضوع اصلی ام رو در مطلب بعدی بنویسم 🙂
چهارشنبه 17 تیر 1394

 

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهی ارسال کنید