اندر مصائب کسب و کار در ایران

عرض شود که در حدود یک سال پیش برادرم قصد کرد تا فروشگاهی برای خود دست و پا کند تا ضمن کارهای پراکنده ای که انجام میداد، یک جای ثابت هم برای خود داشته باشد؛ از جزئیات طاقت فرسا(هم شما حال خواندنش را ندارید و هم من حال نوشتنش را) که بگذریم، کارهای اولیه تمام شد، قرار شد فروشگاه محصولات صوتی خودرو باشد.

مغازه ای را یافتند و صحبت را تمام کردند، روز بعد که قرار بود برای بستن قرارداد بروند، پیرمرد مهربان قصه ما، یعنی همان صاحب ملک، از آنجایی که پیشنهاد قیمت شیرین تری برای ملک عزیز خود یافته بود، شبانه قرارداد بسته بود!

با کلی وساطت و من بمیرم و از این حرفا ملک مجاور که باز هم از املاک همان پیر فرزانه بود، ولی کوچکتر از قبلی، با همان قیمت، مورد توافق واقع شد. بواسطه تجربه قبلی، از همان روز بشور و بساب آغاز شد تا حداقل حق آب و گلی در آن ملک داشته باشند.

چند وقتی گذشت و نهایتا به نزد مشاور املاک رفتند و به همراه پیر فرزانه اجاره نامه ای تنظیم کردند و قرار شد که در روز آتی سند ملک را ببرند و اجاره نامه به همراه کد رهگیری بگیرند. و از این جای ماجرا را خلاصه می کنم که اصلا ملک بنام پیر فرزانه نبود و پسر فرزانه تر از خودش وارد ماجرا شد و چک تضمینی 5 برابر ارزش ملک، آن هم در وجه حامل!!!!!!!!، می خواست و تازه اجاره نامه را هم از دفتر املاک برده بود و ….
که در مجموع این حوادث نزدیک به دو ماه دوندگی و اعصاب خردی را در پی داشت و اصلا موضوع اصلی ما نیست!
حالا برسیم به موضوع اصلی، گفتیم پسر پیر فرزانه درخواست چک تضمین کرد و اصرار هم داشت که باید فقط چک خودت باشد، و جا دارد به جنبه ای دیگر از فرزانگی آن بزرگمرد اشاره کنم که چک یک کاسب معتبر با گردش مالی خارج از حد تصور را قبول نکرد و به دسته چک یک مهندس تازه کار که قاعدتا هم نباید در حسابش یک صدم مبلغ مورد انتظار او باشد اکتفا می نمود.
باشد، چه می شود کرد؟ برویم دسته چک تهیه کنیم!
به بانک مراجعه نمودیم، همین بانک فخیمه که تا دیروز هنگام دریافت پول های ما با نیش تا بناگوش باز شده، تکریم و تعریف می کردند، حالا نوبت به آن رسیده بود تا شعار خود، یعنی :مشتری ذات بانک است! را تجلی کرده و آن روی حقیقی خود را نشان دهند؛
اصلا دسته چک به چه درد شما می خورد؟
مگر بانک به هرکسی اعتماد می کند تا دسته چک بدهد؟
شما اصلا جواز کسب دارید؟!
دیدیم مورد آخر قانونی است، رفتیم دنبال جواز کسب، خارج از تمام هزینه و بندهای الکی و بیخودی برای اخذ جواز، مهمترین موضوع داشتن اجاره نامه بود!
مجددا به نزد پسر پیر فرزانه رفتیم و شرح ما وقع کردیم و او به حدی منطقی بود که فرمود: مشکل خودتان است!

تا اینجای کار را اگر حوصله نکردید بخوانید به صورت خلاصه شرح می دهم:
مغازه اجاره نامه میخواهد
اجاره نامه دسته چک میخواهد
بانک برای دسته چک جواز میخواهد
برای جواز نیاز به اجاره نامه هست
و دوباره برای اجاره نامه چک نیاز است 🙂

تا اینجای کار حداقل دلمان خوش بود که مملکت قانون دارد و طبق ضوابط عمل می شود و هر از خدا بی خبری که با والده محترمه قهر می کند را دسته چک نمی دهند و این همه چک بلامحل موجود هم از مریخ آمده و کار ما نیست! 🙂
خلاصه شریک برادر آشنایی یافت و به واسطه یک بانک مهربان دیگر به واسطه دریافت دسته چک، گره از این بن بست گشود!
نتیجه اخلاقی هم نداریم!
شنبه 23 اسفند 1393

دیدگاهی وجود ندارد

دیدگاهی ارسال کنید